روزمرگی.. 1

 

 

 

 

 

سلام

بعد اون پست های دنباله دار، که خلاصه شد و خیلی چیزا رو تعریف نکردم،

از امروز از روزمرگی هام خواهم گفت..

این پست رو خیلی خلاصه میذارم وصرفا بخاطر قولی ک داده بودم مینوسم تا بدقول نباشم..

رفتیم مشهد.. روز اول خیلی خوب نبود تا زمانی ک رفتیم حرم..

متاسفانه خیلی نشد ک تنها باشم و با خودم خلوت کنم..

آدما و رفتارشوون رو بشینمو نگاه کنم.. ولی با این همه باز خوب بود..

بعد برگشتنم رفتم سربازی.. یعنی دقیقا دیروز رفتم و لباس دادن

و بعدشم امروزو مرخصی دادن تا لباس هامونو بیاریم مرتب کنیم و مدارکمونو تکمیل  کنیم و برگردیم..

اگه مرخصی بیام سعی میکنم بنویسم.. ولی تصمیم فعلیم اینه ک مرخصی نیام و یخورده با خودم خلوت کنم..

مگه اینکه کار داشته باشم یا چیزی لازمم بشه.. سعی میکنم حتی ب خونه زنگ هم نزنم

و در آخر این عکس رو اضافه میکنم .. عکسی ک تو قطار گرفتم..

البته قیافم مشخص نیست .. ولی خیلی دوس دارم این عکس رو..

ی فضای تاریک، ک به ی پنجره باز میشه..

احساس میکنم خیلی معنی خاصی داره برام..

در موردش زیاد توضیح نمیدم.. دوست داشتین شما در موردش نظر بدین..

عکس دسکتاپم رو هم میذارم همینجا، دقیقا مثل عکس قیلی قیافم مشخص نیست.. ولی دوسش دارم..

بیشتر از این حس نوشتن ندارم امروز..

 

 

/ 18 نظر / 55 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوید چت

سلام دوست عزیز خوشحال میشم شما هم به جمع نویدی ها بیای ،منتظرتیم

مهتابـ

خـوبـی رضـا؟

مریم

سلام.... بعد از چهار سال چقدر دلم برات تنگیده.....

حسن

سلام رضا جان نمیدونی چقد دلم برات تنگ شده نه گوشی بردی با خودت نه زنگ میزنی از همه بچه ها سراغتو گرفتم ولی هیچکی خبر نداره ازت.دوستت دارم رضام

g.n

سلام. چطوری دادا؟خبری ازت نیست وقت کردی همو ببینیم.

مهلا

داداش رضا..... سلام...داداشی..... خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟ دلم واست تنگ شده بود داداش رضاااااااا من دیگه خیلی وقته حوصله ی نوشتن ندارم......دیگه خیلی وقته وبلاگمو ول کردم داداشی...تواین مدت کلیییییی اتفاقای خوب و بد افتاده برام.......خداروشکر ..... خدمت خوش میگذره[نیشخند]..... گاهی وقتا ....البته گاهی وقتا فقط وقت میکنم سر بزنم.... شرمنده که خیلی وقته بهت سرنزدمو حالتو نپرسیدم...... خیلی گلی داداشی..... ان شالله هرجا هستی سلامت...موفق.....و....شاد ...باشی...... بازم هروقت تونستم بهت سر میزنم....فعلا خدانگهدارت باشه ....[گل]

مهلا

سلاااااااااااااام سلااااااااااام صدتا سلام خوبی داداش گلللللللم..... حالا واقعا سربازی آش میدن؟؟؟؟عااااااااااااااایااااااااااااااااا[نیشخند] این شب و روزا کلی درس ریخته سرم....خداکنه امتحانامو خوب بدم... داداشیییییییی دوست میدااااارم....[زبان] خیلیییییی محتاااااج دعااااااام....واااسم دعاااااا کن.... مرسیییییییییییییی.... موفق و شادو سلامت باشی.... حق نگهدارت باشه....[گل]

toprak

من تمام نوشته هاتون رو خوندم .... حقیقتش خیلی دلم میخواست بتونم سرگذشتتون رو روی کاغذ با قلم حقیرم بیارم .......... اما بهتره که بتونید بیشتر سر گذشتتون رو بذارید ...چون دیگه انگار کسی به خوندن کتاب علاقه نشون نمی ده همین سایت بهترین کاره....براتون بهترین ارزو ها رو ارزو مندم ... حیفم اومد نظری نزارم .... امیدوارم هر قدمتون با امید به خدا باشه مطمن باشید هر سختی یه تقدیر الهیه امتحانه .... امیدوارم سر بلند از سختی های زندگی بیرون بیایید