نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که

 

زنده مانده اند

 

و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که

 عظمت را کوچک می دانند.

پس به تو در نوروز سلام می کنم که

 

بزرگترین عشق این کوچکی.

 

غم نگاه آخرت ، تو لحظه خداحافظی

 

گریه بی وقفه من ، تو اون روزای کاغذی

 

قول داده بودیم ما به هم ، که تن ندیم به روزگار

 

چه بی دووم بود قول ما ، جدا شدیم آخر کار

 

تو حسرت نبودنت ، من با خیالت هم خوشم

 

با رفتنم از این دیار آرزو ها مو می کشم

 

کوله بارم پر حسرت ، تو دلم یه دنیا درده

 

مثل آواره ای تنهام ، تو خیابونی که سرده

 

تا خیالت به سرم میزنه ، گریم میگیره

 

آروم آروم ، دل تنگم داره بی تو میمیره

 

گل مغرور قشنگم ، من فراموشت نکردم

 

بی تو اینجا رو نمیخوام ، میرم و بر نمیگردم...

 

 

 

دختری ازپسری پرسید:آیا منو قشنگ می دونی؟ ღღ

 

 

پسر جواب داد :نه!

 

پرسید :آیا دلت می خواد تا ابد با من بمونی؟ ღღ

 

گفت : نه!

 

سپس پرسید :اگه ترکت کنم گریه می کنی؟ ღღ

 

وبار دیگر تکرار کرد :نه!

 

دختر خیلی ناراحت شد......

 

وقتی برای آ خرین لحظه با چشمانی که پر از اشک بود به پسر

 

 نگاه کرد..

 

پسر دست هایش را گرفت و گفت:

 

تو قشنگ نیستی بلکه زیبایی...من نمی خوام تا ابد با تو بمونم

 

بلکه من

 

نیاز دارم که تا ابد با تو باشم واگر تو روزی مرا ترک کنی.....

 

گریه نمی کنم ................................می میرم

 

 

 

 

چه می شد گر دل آشفته من


هر چشم تو عادت نمی کرد


و ای کاش از نخست آن چشمهایت


مرا آواره غربت نمی کرد

 

 

 

و حالا انتهای کوچه شعر


منم با انتظاری مبهم و زرد


ولی ایکاش جادوی نگاهت


غزل های مرا غارت نمی کرد

 

 

 

 


برچسب‌ها: غم نگاه آخرت, مریم حیدرزاده, شعر, عکس
+ تاريخ ۱۳٩٠/۱/٤ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ نويسنده رضا نظرات ()