سلام دوستان

ببخشید که دیر اومدم . لازم دونستم همین اول کار از بهترین دوستای دنیا عذرخواهی کنم به خاطر دیر اومدنم. و تشکر میکنم بخاطر اینکه تنهام نذاشتین.

امیدوارم از اپ جدیدم خوشتون بیاد. و ازتون میخوام که همیشه به یادم باشین و تنهام نذارین .

راستی نظر یادتون نرهقلب

منتظر نظرات قشنگتون هستم.خیال باطل

 

 

شعرا که قابل نداره اما همش واسه خودت

 

فقط نوشتم اینا رو به خاطر تولدت

 

 

نگات قشنگه ولیکن یه کم عجیب و مبهمهمن

 

از کجا شروع کنم دوست دارم یه عالمه

 

من و گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر

 

نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه

 

تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبیه

 

من چه جوری واست بگم بارون قشنگ و نم نمه

 

هوای رفتن که کنی واسه تو فرقی نداره

 

اما به جون اون چشات مرگ گلای مریمه

 

آخرشم دق می کنم تا من و دوست داشته باشی

 

مردن که از عاشقیه یک دفه نیست که کم کمه

 

من نمی دونم تو چرا اینجور نگاهم می کنی

 

زیر نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه

 

می پرسم از چشمای تو ممکنه اینجا بمونی ؟

 

می خندی و جواب می دی رفتن من مسلمه

 

برو به خاطر خودت اما به من قول بده

 

هرجای دنیا که بری دیگه نشو مال همه

 

رسمه که لحظه ی سفر یادگاری به هم می دن

 

قشنگ ترین هدیه ی تو تو قلب من یه مشت غمه

 

شاید این و بهم دادی که همیشه با من باشه

 

حق با تو ا تو راست می گی غمت همیشه پیشمه

 

دیدی گلا شب که میشه اشکاشونو رو می کنن

 

یادت باشه چشم منم همیشه غرق شبنمه

 

تو می ری و اسم من و از رو دلت خط می زنی

 

اسم قشنگ تو ولی همیشه هرجا یادمه چشمای

 

روشنت یه کم کاشکه هوای من رو داشت

 

تنها توقعم فقط یه بار جواب ناممه

 

 

من با تو هرگز

 سلام ای بی وفا ،‌ای بی ترحم

 
 سلام ای خنجر حرفای مردم

 
 سلام ای آشنا با رنگ خونم

 
سلام ای دشمن زیبای جونم

 
بازم نامه می دم با سطر قرمز

 
 آخه این بار شده من با تو هرگز

 
 نمی خوام حالتو حتی بدونم

 
 تعجب می کنی آره همونم

 
 همونی که زمونی قلبشو باخت

 
 همون که از تو یک بت ،‌
یک خدا ساخت

 
 همونی که برات هر لحظه می مرد

 
 که ذکر نامتو بی جون نمی برد

 
همونم که می گفتم نازنینم

 
بمیرم اما اشکاتو نبینم

 
 همون که دست تو ،‌
مهر لباش بود

 
 اگه زانو نمی زد غم باهاش بود

 
حالا آروم نشستم روی زانوم

 
 ولی دیگه گذشت اون حرفا ،‌
خانوم

 
 تعجب می کنی آره عجیبه

 
 می خوام دور شم ازت خیلی غریبه

 
 خیال کردی همیشه زیر پاتم ؟


 با این نامردیات بازم باهاتم ؟


 برات کافی نبود حتی جوونیم

 
 تموم شد آره گم شد مهربونیم

 
 دیگه هر چی کشیدم بسه دختر

 
 نمی بینیم همو این خوبه ،‌

بهتره

 
 دیگه بسه برام هر چی کشیدم

 
 فریبی بود که من از تو ندیدم ؟


 دروغی هست نگفته مونده باشه ؟


 کسی هست تو خیال تو نباشه ؟


عجب حتی دریغ از یک محبت

 
دریغ از یک سر سوزن صداقت

 
 دریغ از یک نگاه عاشقونه

 
 دریغ از یک سلام بی بهونه

 
نه نفرینت چرا ، این رسم ما نیست

 
 اگر چه این چیزا درد شما نیست

 
گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟


 چیه توهین به ذات محترم شد ؟


 دیگه کوتاه کنم با یک خدافظ

 
 که عشق ما رسید به سد هرگز

 

 


برچسب‌ها: مریم حیدرزاده, شعر, عکس و شعر
+ تاريخ ۱۳۸٩/٧/۳٠ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ نويسنده رضا نظرات ()